ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

398

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

بعضى از آنها گفتند چنين داروئى نيست و بعضى ديگر ادعاى شناسائى نمودند و بهاى آن را گرفتند و چيزى از دكان خود بفرستاده دادند . فرستادگان برگشته و هريك چيزى با خود آوردند . افشين امر كرد همه را حاضر نمودند و دستور داد فرامينى بنام آن دسته كه منكر وجود چنان داروئى بودند صادر نمايند ، تا در اردوى او مشغول كار خود باشند و بقيه را از اردو اخراج كرد و بهيچ‌يك از آنها اجازهء توقف در اردو را نداد . افشين دستور داد جارچىها جار زدند ، كه آن دسته از داروفروشان اخراج و تبعيد شده‌اند ، تا مردم و سپاهيان بعدها اغفال نگردند . در ضمن جارچى اخطار كرد كه هريك از اين دسته در اردو بمانند ، خونشان هدر است . آنگاه بخليفه معتصم عباسى گزارش داد و از او خواست ، چند نفر داروساز به اردو بفرستد ، كه متدين به دينى باشند . همچنين چند نفر طبيب با ايمان نيز درخواست نمود . معتصم عمل افشين را تحسين نمود و آنچه خواسته بود برايش فرستاد . 2 1 12 - اسرائيل بن زكريا الطيفورى وى طبيب فتح بن خاقان وزير متوكل عباسى بود و در صنعت طب بر سايرين تقدم و قدر و مقام شايسته نزد خلفاء و بزرگان و مردم داشت . خلفاء احترام بسيار به او مىنمودند . حقوق و جيره و انعامهاى فراوان از فتح بن خاقان به او مىرسيد . متوكل عباسى نيز با اعتماد كامل داشت و به وى احترام بسيار مىكرد . يكى از موارد دليل بر شخصيت و منزلتش نزد خليفه موضوعى است كه اسحاق بن على رهاوى در كتاب « ادب الطبيب » آورده است : كه اسرائيل بن زكريا الطيفورى از آنكه متوكل بدون اجازهء او حجامت كرده ، در خشم شد . متوكل براى آنكه اسرائيل را راضى كند ، سه هزار دينار و مزرعه‌اى كه در سال پنجاه هزار درهم عايداتش بود ، به او بخشيد و بنام وى سند نوشت و امضاء نمود . از عيسى بن ماسه حكايت شده است كه گفت : روزى متوكل را ديدم كه به عيادت اسرائيل رفت . اسرائيل در حال غشى بود . متوكل دست خود را زير سر او بمانند